اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
878
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ . و ديگر آن است كه آدم را عتاب پيش آمد و عفو از پس ، چنان كه گفت : وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى ، ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى . باز مصطفى را صلى الله عليه عفو پيش آمد و عتاب از پس ، چنان كه گفت : عفا الله عنك لم اذنت لهم . و ديگر آن است كه چون آدم زلتى كرد مولى عز و جلّ وى را از بهشت بيرون كرد و [ مر ] امتان مصطفى را صلى الله عليه و سلم با زلات بسيار به بهشت اندر آورد . و ديگر آن است كه آدم به يك زلت سيصد سال بگريست تا توبهء ورا قبول آمد . باز امت مصطفى را عليه السلام هرچند بسيار گناه دارند چون توبه كنند قبول را تأخير نيفتد ؛ چنان كه خداى عز و جلّ گفت : وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ . و از كرامت محمد بود كه مر آدم را صلوات الله عليهما كنيت ابو محمد آمد . و اگر ادريس را صلوات الله عليه كرامت كرد و به آسمان برد تا سير كواكب علم نجوم بياموخت ؛ مصطفى را صلى الله عليه از كواكب اندر گذاشتند و قدم ورا زبر افلاك آوردند تا سير كواكب را بر وى راه نماند . و اگر نوح را صلوات الله عليه كشتى دادند تا بر آب برفت ؛ محمد را صلى الله عليه و سلم براق دادند تا بر هوا برفت . و نوح قوم خويش را عذاب خواست گفت : رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً ؛ مصطفى صلى الله عليه و سلم قوم خويش را رحمت خواست گفت : اللهم اهد قومى فانهم لا يعلمون . هدايت دادن موالات است ، گفت الهى آنكه با من معادات كند تو با وى موالات كن . و از اين عجبتر آن است كه گفت : فانهم لا يعلمون . عذر دشمن همىخواهد . كسى كه ورا بر دشمن چنين شفقت باشد بر دوست چگونه باشد ؟ ! فاما ابراهيم صلوات الله عليه حق عز و جلّ ورا گفت : إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً . باز مصطفى را صلى الله عليه و سلم شب معراج به بيت المقدس بردند تا امامى انبيا كرد و بر آسمان امامى فرشتگان كرد . و اگر ابراهيم را قوت يقين داد تا چون جبريل صلوات الله عليهما ورا سؤال كرد كه : هل لك من حاجة جواب داد اما اليك فلا .